سر امتحان شهري دختره اومد نشست پشت فرمون سرهنگه گفت روشن کن برو عقب.. !! دختره ماشينو روشن کرد پياده شد رفت عقب نشست ديگه کسي سرهنگ و از اونروز تاحالا نديده ميگن تو كوچه ها بادکنک ميفروشه






لینک دوستان

سر امتحان شهري دختره اومد نشست پشت فرمون


سرهنگه گفت روشن کن برو عقب.. !!


دختره ماشينو روشن کرد
پياده شد رفت عقب نشست  تعجبسکوتهیس

 


ديگه کسي سرهنگ و از اونروز تاحالا نديده ميگن تو كوچه ها بادکنک ميفروشه   قه قههقه قهه

[ سه شنبه 23 / 4 / 1394 ] [ 0:40 ] [ ali2a ]
<> << مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Qazvin_Boy :.


درباره وبلاگ

سلام به کسایی که اومدن وبلاگ خودشون
من علی هستم بچه قزوین
این متالب فقت واصه خندث . . قسد طوهین ندارم / دخدرا به دل نگیرید 1وقت /از همین الان معزرط میخام

بچه ها وقتی وارد وبلاگ میشید اگه اکه وبلاگ دیر Load میشه بعد جند ثانیه صفحه رو stop کنید تا اذیت نشید



ایمیل یاهو مدیر وبلاگ , میخای نویسنده بشی توی این وبلاگ؟ از طریق ایمیل خبرم کن
(براي Add کردن کليک کنيد)

مطالب پر بازدید
لینک های مفید
امکانات وب

آنلاین :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید هفته گذشته :
بازدید ماه گذشته :
بازدید سال گذشته :
کل بازدید :
تعداد کل مطالب : 1336
تعداد کل نظرات : 8288
<-BlogPages->


Free counters!
به نظر شما چی هستن؟