
داستان عبرت انگیز توبه نصوح نصوح، مردی که کارگر حمام زنانه بود! نَصوح مردى بود شبیه زنها ، صورتش مو نداشت و سینههایی برجسته چون سینه زنها داشت و در حمام زنانه کار مى کرد. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش میکرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر میساخت و کسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند...
ادامه مطلب
حکایت دادن شارژ به دوس دخترت... !!! 10000ریالی: مرسی عزیزم (تو دلش ای گدا) :x 20000ریالی: ای جانم مرسی گلم دستت درد نکنه :x 50000ریالی: وای ممنون عشقم،خیلی میخامت نفس منی تو،بیا این بوس برای تو .. :x 100000 ریالی: الهی من فدات بشم تو زندگی منی،عمر من، خیلی ممنون عشقم ،همه کسم،میمیرم برات،بیا بغلم،کجایی بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده...:x @};- >< z 200000 ریالی: کسی اینقدرا دیگه خر نشده از اینا بخره!! ...
ادامه مطلب