
اینم فانتزی از طرف eli که توی نظرات واسم فرستاده بود داداشی حالا میدونی یکی از فانتزیای من چیه؟ مثلا: یه روز با اقوام و خونواده میریم شمال بعد من میرم تو دریا شنا میکنم بعد یهو تظاهر به غرق شدن میکنم بعد میبینم کسی نمیاد نجاتم بده خودم با شجاعت از آب بیرون میام و به همشون یه نیم نگاه غضبناک میکنم و بهشون میگم برید گم شید عوضیا حالا فهمیدم چه مارمولک هایی هستید بعد همه میبینن اوضاع خیلی شیکر آبه میان منو بغل و غرق در ماچ میکنن و بعد من عین جتلی به همشون 10 تا شتکی ...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیامم اینه که فرت فرت پول بریزم جلو معلمام که همشونم فرت فرت نمره هامو 20 کنن (مخصوصا ریاضی و فیزیک) این حال زارمو کسایی میدرکن که تجدید شدنو وقت دوباره خوندن ندارن ...
ادامه مطلب
اینم از طرف نگار کچل ( ابجی کوچیکه ) موادلازم جهت دختر : گوشت.پوست استخوان: 49kg لوازم ارایش: 3kg قر : 50 دور در دقیقه رو: 75لیتر ناز: 7کیلو زبان : 14مترو30سانت حوصله: 3گرم سردرد مصلحتی : به میزان لازم اشک : 3000لیتر حسد : 2تن عشوه شتری : 92مایل عقل : کمی تاقسمتی ابری این مواد راروی هم ریخته 24ساعت بعدیک دختر مامانی به وجود میادش -----------------------------------------...
ادامه مطلب
اینم فانتزی nasim جان یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی یهوووووووو داد بزنم . . . . . . . . . . داماد چقدر انتره ! ... عروس ازون بدتره ! بعد فک و فامیلشون بیوفتن دنبالم منم د دررو ...
ادامه مطلب
اینم فانتزی نگار جان , که نظر میزاره تو وب یکی دیگه از فانتزیام اینه برم تو عکدمی(به قول خود گوگوش)بعد بدون اینکه اسممو بدونن یه اهنگ زیبا بخونم بعد گوگوش همونجا قش کنه هومن خلعتبری دهنش باز بمونه از قشنگی شعر بعد که دارم تو افق میرم یهو بابک بیادو بگه حداقل اسمتو بگو , منم بگم ی غریبه بعد تو افق محو شم ...
ادامه مطلب
پاندا : تنبل و تکون نخورتعجب طاووس : به خودشون مينازن و بسيار بد صدا هستند گربه : لوس و وحشي سگ : باوفا و پاچه گير(البته قسمت اول زياد صادق نيست) گاو : گنده و بد تيپ گوسفند : احمق و زبون نفهم خر : اين حيوان تمام خصوصياتش با پسر ها يکيست گرگ : آدم خوار روباه : مکار و حيله گر جغد : شبها براي شکار دخترا بيدار مي مونن اسب : نجيب و سر به زير (البته اين نسل منقرض شده ) قورباغه : براي پيدا کردن جفت در سم...
ادامه مطلب
اینو eli تو نظرات گفته بود... داداشی حالا میدونی یکی از فانتزیای من چیه؟ مثلا: یه روز با اقوام و خونواده میریم شمال بعد من میرم تو دریا شنا میکنم بعد یهو تظاهر به غرق شدن میکنم بعد میبینم کسی نمیاد نجاتم بده خودم با شجاعت از آب بیرون میام و به همشون یه نیم نگاه غضبناک میکنم و بهشون میگم برید گم شید عوضیا حالا فهمیدم چه مارمولک هایی هستید بعد همه میبینن اوضاع خیلی شیکر آبه میان منو بغل و غرق در ماچ میکنن و بعد من عین جتلی به همشون 10 تا ش...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه یه روز یه دختر داشته باشم … به دخترم پول تو جیبی نمیدم، تا یواش از پشت سرم بیاد دستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم در ِ گوشم پچ پچ کنه بگه بابایی بهم پول میدی ؟ داریم با بچه ها میریم بیرون … موهاشو بزنم کنار . ماچش کنم ، بگم برو از جیبم وردار بابایی *به خاطر دخترم هم که شده ، یه روزی بابا میشم !! ...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه که برم جنگ بعد تو یه گروه سه نفری باشیم بعد یهو شرع کنن به سمت ما شلیک کنن بعد من و اونا بریم تو سنگر پناه بگیریم بعد به دوستم بگم حالا چه خاکی بریزیم تو سرت اونم بگه نمیدونم الانه که بگا بریم بعد یهو دشمن یه نارنجک بندازه تو سنگر ما بعد همون دوستم یهو بپره رو نارنجک و منم همون موقع مثل فیلم هندی ها بهش بگم: نه تو نباید بمیری تو بهترین دوست منی من حاظرم بجات بمیرم بعد یهو نانجک منفجر بشه و دوستم بترکه بعد در حالی که...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیامم اينه كه: . . با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم: لطفا حاشیه نرو دکتر!! بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم: فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟؟ ...
ادامه مطلب
نگار ﮐﻠﻪ ﺳﺤﺮ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻋﺠﻘﻢ ﺗﻮ ﺗﻌﺪﯾﻠﯿﺎﯼ ﺍﮊﻻﺯ ﺗﯽ ﺗﺎﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﻢ ؟ (ﻋﺸﻘﻢ ﺗﻮ ﺗﻌﻄﯿﻠﯿﺎﯼ ﺍﺟﻼﺱ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﮐﻨﯿﻢ ؟) ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥﻣﺎﻣﺎﻧﯿﻨﺎ ﻣﯽ ﺭﻥ ﺳﻔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ 2 ﺭﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ... ﺑﻐﺮﻋﺎﻥ ﻋﻤﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎﻡ ، آخه ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ !! ...
ادامه مطلب
بعضي از دخدرارو انگار تو بچگي، 3بار انداختن بالا، 2 بار گرفتن! هار هار هار...
ادامه مطلب
آقا یه پست خوندم ... یه سری توضیحات توش بود که آره مرد باشین ... تو کوچه از بغل زن رد میشین نگاش نکنین ... تو تاکسی نشستین خودتونو بچسبونین به در که راحت باشه و این حرفا ... من امروز توتاکسی این عملو اجرایی کردم ولی خب از بس چسبیدم به در یهو در باز شد ... . ↓ بقیه در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
عاغا یکی از فانتزیام اینه که برم تو یه عروسی غریبه موقعی که عروس می خواد بعله بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن. من هنوز دوستت دارمممم.... بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق ...
ادامه مطلب
يكي دیـــگر از فانتزیام اينه كه دوتا كيف قاپ كيف يه زن مسن رو بزنن بعد من برم دنبالشون بگه پسرم خودتو به خطر ننداز چيز مهمي تو اون كيف نبود من بگم مادر مهم ارزش اون كيف نيست مهم نفس عمله‘ بعد برسم بهشون يه كله تو صورت يكي يه ديچاگي تو دهنه يكي ديگشون كيف رو بگيرم بدم به زن مسن بگم مادر چك كن كسري نداشته باشه ... چك كردنش كامل بشه بعد بگه محمد! بيا دوماد من بشو به حرفش گوش بدم برم دومادش بشم و مثه افعي بخوابم رو اموالش ... حالا سه تا سوال پيش مياد ... &n...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه که بمیرم بعد که اومدن خاکم کنن یهووو زنده بشم و همه از ترس فرار کنن بعد یهووو اون گورکن دیوص با بیل بزنه تو سرم بکشه منو و فریاد بزنه: بیایین بیایین، نترسین، کشتمش... اصن این روز هیچوخت ازیاد بقیه نمیره و من جاودانه در ذهنه مردم زندگی میکنم!!!...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه که دوسدخدر سابقمو در حالی که بچه بقلشه ببینم ! بعد از جلوی هم رد شیم چش تو چش شیم ! دخدره زل بزنه به منو با نگاهش منو تعقیب کنه... منم یه لبخند تلخ بهش بزنمو عینک دودیمو بزارم رو چشامو با صحنه اهسته تو جمعیت پیادهرو مــــحو شم ! :دی...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه که وقتی دوست دخترم دراز کشیده یه دفعه بپرم بالشو بذار جلو دهنش، بعد وقتی دیگه داره خفه میشه بالشو بر دارم بهش نفس مصنوعی بدم.... بعدم یه عمر منت سرش بذارم که زندگیتو مدیون منی :-)...
ادامه مطلب
یکی از فانتزیام اینه که خیلی پولدار بشم خیلی خیلی خیلی پولدار ولی خیلی متواضع باشم مثل مردم با وضع ضعیف مالی زندگی کنم مثلا با 1 موتور این ور و اون ور بشم لباس هام ساده باشه توی محله های فقیر زندگی کنم بعدش توی دانشگاه عاشق یه دختره بشم که وضع مالیشون خوبه من هی اصرار کنم واسه اینکه جواب ازدواجم رو مثبت بده و اون قبول نکنه من هی عین این پسرای ساده بهش بگم دوسش دارم و اون هی ناز کنه و با پسرای دیگه بپره هی این جریان ادامه داشته...
ادامه مطلب