
آقا پسر ! دختر ساخته شده که بهش محبت بشه، وسیله شهوت بازی تو نیست... . . . . . . . . . با این پست 3تا دختر مخ بزنم بسه . خدا بده برکت ...
ادامه مطلب
عایا میدونید چی از ۱۰۰تا فحشم بدتره؟؟؟ . . . . ۲۰۰تا فحش.....!!!!...
ادامه مطلب
داستان عبرت انگیز توبه نصوح نصوح، مردی که کارگر حمام زنانه بود! نَصوح مردى بود شبیه زنها ، صورتش مو نداشت و سینههایی برجسته چون سینه زنها داشت و در حمام زنانه کار مى کرد. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش میکرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر میساخت و کسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه مایل شد که به حمام آمده و کار نَصوح را ببیند. نصوح جهت پذیرایى و خدمتگزارى اعلام آمادگى ن...
ادامه مطلب
پسر است دییییییییییییییگر . . . . . . . . . گاهی دعوا راه می اندازد ک کادوی ولنتاین ندهد . . . . . . . . . دختر است دیییییییییییییییگر . . . . . . . . . گاهی قهر نمیکند ک هر طور شده کادو رابگیرد ...
ادامه مطلب
واقن واس کسایی ک ولنتاینو ب خرسو خروالاغو مجسمه خلاصه میکنن متاسفم . . . . ولنتاین ینی عشق ینی علاقه ینی احساس آرامش ینی گلکسی S4 ...
ادامه مطلب
دوستان یکم جمعُ جور تر بشینید ، این بچه هايي هم كه از ويچت برگشتن جا شن ! ...
ادامه مطلب
اینم از طرف ... ( نمیدونم اسمش جیه ) تو نظرات گفته مومنی را ندا آمد: هر آرزوئی داری بگو تا برآورده شود گفت: اقیانوس را آسفالت خواهم ندا آمد: سخت است آرزوی دیگر کن گفت: قدرتی خواهم تا زنان را خوب شناسم ندا آمد: اقیانوس را 2 بانده می خواهی یا 4 باند ؟!؟ خخخخخخخخخخخخ تف ...
ادامه مطلب
اینجارو ببین نظرات شد 6666 اینجاس که شاعر میگه 6666 ۴تا ۶ داره حاجی که از مکه میاد ریش داره بقالی یه سر کوچه کیشمیش داره پشه نگو،پشه نگو نیش داره Mahtab که از خواب پا میشه جیش داره خخخخخخ، مهتاب نبینم بازم بیای بگی پشه تو وبلاگت پر نمیزنه بازم بگو جز من کی میاد و نظر میده تو این وبلاگ راستی اگه فوش میدی مراعات کن ، عمم پیره...
ادامه مطلب
اینم از طرف تانیا دقت کردید تو اتوبوس قسمت مردونه حتی اگه درحال انفجارهم باشه هیشکی جرات نداره بیادتوقسمت زنونه اما زناهروقت عشقشون بکشه میرن تو قسمت مردونه! واین چیزیونشون نمیده جزاعتمادبنفس خانوماوترس آقایون! خانوما هوراااااااااا قابل نداشت! ali2a : اینجا قسمت زنو مردو جدا کردن , خیلی وقت پیش من یدفه از در عقب , سوار اتوبوس شدم اومدم برم سمت مردونه دیدم راه بستس هیجی دیه همونجا اولین صندلی نشستم , صداشم در نیاوردم خودمو زدم به اون راه خخخخخخخخخ تف ...
ادامه مطلب
به پسرخالم میگم: اسم دوستای مهدتون رو بگو! میگه: نگار لاله سوده بهناز آناهیتا مرجان سوگند میگم تو مهدتون پسر هم دارید؟ میگه آره ولی من با اونا چیکار دارم؟ ...
ادامه مطلب
ﯾﻪ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ: ۶تا ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺱ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﯿﺮﻥ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻥ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ! ﺍﮔﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﭼﺮﺍ! ﺁﻓﺮﯾﻦ! ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ! ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘﺎﮎ ...
ادامه مطلب
اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو بی کس بود ولی نخواست کسی بی کس باشد تنها بود ولی کسی را تنها نذاشت کوه غم بود اما به دردودل همه گوش میکرد وشاید هم بد بود ولی برای کسی بد نخواست!! ...
ادامه مطلب
بخورید و بیاشامید . . . فقط تابلو نکنید.....! (ذکریای رازی پس از کشف الکل)...
ادامه مطلب
یاد سالهای دبستان بخیر… وقتی که تنهایی یه گوشه حیاط وایسادی… یه نفر میاد و صادقانه بهت میگه : با من دوست میشی!؟ ...
ادامه مطلب
روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود: بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم. ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است. حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند. پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حل می خواهم بهترین بنده ات را ببینم. ندا آمد: آخر شب به در ورودی شهر برو. آخرین نفری که وارد شهر شود، او بهترین بنده ی من است. هنگامی که شب شد، حضرت موسی به در ورودی شهر رفت... &n...
ادامه مطلب
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! ...
ادامه مطلب
دیروز دوستای مامانم با دختراشون اومده بودند خونمون همه داشتند پرتقال پوست میکندند که من وارد شدم ! برخلاف انتظارات شما هیشکی دستشو نبرید ! عجیبه هــــا ...
ادامه مطلب
سلام داداش شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفتهاحتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!! (ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !) ...
ادامه مطلب
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفم ...!!! من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشـــش را ندارد مــــــــــن پا فشاری می کردم ...
ادامه مطلب
1- صافکاری 2- بتونه کاری 3- رنگرزی 4- آپاراتی 5- ذلت نقاشی 6- داستان های باور نکردنی 7- وحشت زدایی 8- بنیاد دلداری به 60 جانور مرگبار . . . . . . . . . . . . تابلوی آرایشگاه خانمها کدوم باشه بهتره ؟؟؟ ...
ادامه مطلب