وسایل مورد نیاز واسه اب خوردن پسرا & دخدرا
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 21:32
وسایل مورد نیاز واسه اب خوردن
واقعا این مردای چس مغز چقد فداکارن :|
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 8:10
ﻳﻪ ﺑﭽﻪ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺷﻴﺮﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭدﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﻴﮕﻪ: ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﯼ ﻣﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﺨﻮﺭﻩ . ﻣﺎﺩﺭ 3 ، 2 ﺑﺎﺭﺗﻜﺮﺍﺭﻣﻴﻜﻨﻪ اقاهه ﻣﻴﮕﻪ : ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ ﺗﺼﻤﻴﻤﺘﻮ ﺑﮕﻴﺮ ﻣﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺍﻳﺴﺘﮕﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻣﻴﺸﺪﻡ ... ﭼﯽ ﺷﺪ !! واقعا این مردای چس مغز چقد فداکارن :|
ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ...
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:56
ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ، ﺑﻠﻨﺪﺵ ﮐﺮﺩﻡ ۳ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﺶ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ... ﻧﻌﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ، ﮔﻨﺎﻫﻪ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﯿﻔﺘﻪ!... یه همچین پسر خوبیم من
قابل توجه عاغا پسر
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:42
قابل توجه عاغا پسرا آب دستته بذار زمین بزن تو گوش دوس دخترت !!! ولنتاین نزدیکه... از ما گفتن بود :)
كجاست اون عشقهاى قديمى !
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 8:05
دختره متولد 76 استاتوس نوشته . ↓ كجاست اون عشقهاى قديمى ! من فكر كنم صبح شيركاكائو زيادی خورده :| نظر شما چیه بچه ها؟ :|
ناموسن دیدن داره قیافه دخدره اون لحظه , ها
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:33
دیدن یه سوسک توی اتاق خواب دخدر درواقع مساله خاصی نیست، مساله خاص از اونجا شروع می شه که: . . . . . . . . . . . . سوسکه ناپدید می شه !!! ناموسن دیدن داره قیافه دخدره اون لحظه ها :D هار هار هار
تذکر آتش نشانی به دخترای له ولورده
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:24
تذکر آتش نشانی به دخترای له ولورده : . . . . . . . . . . . . . . "لطفا هنگام حادثه زنگ بزنید نه تک زنگ" دخترا :) اتش نشانی :| من :| سازمان حمایت از دختران در به داغون :|
زن ذلیلا
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:17
زنم زنگ زده به شوورش بعد سلام احوالپرسی میگه شب باسم پول بیار شوهره میگه : هــــــان ... زنه میگه : پول میخوام شووره میگه : هـــــــان زنه میگه : شب اومدی خونه راه ندادمت میفهمی !!! شووره میگه : آهـــــــــــان چشم پول میارم. شوهره :( من :| زنه :) 0919 :|
کی حاضره بااین ازدواج کنه؟
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 7:10
دخدرای عزیز : اگه اين خوشگله بهتون پيشنهاد ازدواج بده وبگه از مال دنيا بي نيازت مي كنم... حاضري باهاش ازدواج كني ؟ " راستشو بگو " 1- چرا كه نه 2- عمراً 3- بايد فكر كنم 4- هر چي بابام بگه 5- از خدامه 6- خيلي ام عاليه يكه 7- تو این بحران شوهر,اینم غنیمته 8- من از اون بدترم 9- قلبم ...
سلامتی اون پسری که
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 8:49
سلامتی اون پسری که 100 تا دختر قشنگ تر از دوست دخترش بهش پا میدن ولی او فقط با 3_4 تاشون دوست میشه :دی
خانومها اين داستان رو حتما بخونيد براي آيندتون خوبه !
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 6:53
قابل توجه خانومها اين داستان رو حتما بخونيد براي آيندتون خوبه ! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یک دانشجو ، عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود... بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خ...
اوضاع اونجا چه جوریه؟
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 6:47
یه بار تو یه جمعی نشسته بودم دوس دخدرم زنگ زد: گفت یه سؤال می پرسم اونجا تابلو نکن فقط با آره یا نه جواب منو بده... گفتم :بپرس . برگشته میگه: اوضاع اونجا چه جوریه؟!!!! من:| اوضاع :| سازمان ملل :|
دیشب تو محل ما...
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 6:37
دیشب تو محل ما خونه یه سید ی به طرز عجیبی بارون میومد. از یه فضای 1متر مربعی از آسمون بارون میومد... زنها همه جمع شده بودن تو حیاطشون..لباس هاشون رو متبرک میکردن... دخترا از سرو کول هم بالا میرفتن . ↓ بقیه در ادامه مطلب
دیکتاتور ینی...
-
تاریخ: 1391/10/30 ساعت: 6:48
دیکتاتور ینی اون دخدر بچه 3 ساله که 30 نفر مجبورن یه خاطر اون کارتون نگا کنن :| از همون بچگی دردسر سازید :|
یکی از فانتزیام اینه توی بیمارستان...
-
تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 22:57
یکی از فانتزیام اینه : توی بیمارستان،یه پرستارفوق العاده زیبا وجذاب ازاتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه: آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو درمیارم پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قل...
یکی از فانتزیام اینه که بعد از یه شکست عشقی سخت...
-
تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 15:13
یکی از فانتزیام اینه که بعد از یه شکست عشقی سخت... خونوادمو ترک کنم و برم ویلای عمم تو شمال (عمم نکته انحرافی بود :دی) بعد یه روز برم کنار دریا در حالی که به دریا خیره شدم یهو یکی داد بزنه کمـــــک (ترجیحا دختر خوشل) بعد من سریع لباسامو در بیارم, . ↓ بقیه در ادامه مطلب
خاطرات مهد کودک
-
تاریخ: 1391/11/3 ساعت: 5:04
مربي مهد پرسيد : در آينده ميخواهيد چه كاره شويد؟ . احمد: من ميخوام ناخدا بشم. رامين : من ميخوام دكتر بشم. مریم : من می خوام معلم بشم. سارا : من ميخوام يه مادر خوب بشم. من : من ميخوام به سارا كمك كنم. خخخخخخخخخخ
ولنتاین
-
تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 7:16
دختر: عسیسم؟ عجقم؟! خوجملم! واسه ولنتاین چی چال قلاله بکنیم؟ . . . . . . ... . .. . . پسر: قراره باهم فارسی کار کنیم! :|
از جلوی پارک خونمون رد میشدم...
-
تاریخ: 1391/11/3 ساعت: 5:04
ازجلوی پارک خونمون رد میشدم... دیدم یه دختــــــر خارجی دپرس داره عکس میگیره رفتم جلو بهش گفــــــــتم : can u speak english?! انگار دنیارو بهش داده بودن با کلی شوق و ذوق گفت : Yeeeeees ,I caaaaaan!!!!!! زدم رو شونــــــش گفتم : " sorry , I can't ... :) D: هار هار هار
درسته دخترا از پسرا خوشگلترن
-
تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 7:11
درسته دخترا از پسرا خوشگلترن ولی پیرمردا واقعا از پیرزنا خوشگلترن ! بعله ، ما آینده نگریم …